مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

591

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> « اللَّهُمّ ارْحَمْ حُسَيْناً الشّهيدَ ابنَ الشّهيد ، المَهْديّ ابنَ المَهْدي ، الصِّدِّيق ابنَ الصِّدِّيق ، اللَّهمّ إنّا نُشهِدُك أنّا على دينِهِم وسَبيلِهِم ، وأعْداءُ قاتِليهم ، وأولياءُ مُحبِّيهم ، اللَّهُمّ إنّا خَذَلْنا ابنَ بنتِ نَبيِّنا مُحمّدٍ صلى الله عليه وآله ، فاغفِرْ لَنا ما مَضى مِنّا ، وتُبْ عَلَيْنا ، فارحَمْ حُسَيْناً وأصْحابَهُ الشُّهداء الصِّدِّيقين ، وإنّا نُشْهِدُكَ أنّا على دينِهِم وعلى ما قُتِلُوا عَلَيْه ، وإنْ لَمْ تَغْفِر لَنا وتَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الخاسِرين » . وهر جند ايشان را بر آن قبر مطهّر منوّر بيش‌تر نظر افتادى ، بر جراحت صدور وقلوب بيش‌تر نمك افشاندى وگريه در گلو سخت گره گرديدى . چون خواستند به وداع آن ضريح شريف شوند ، چنان ازدحام ورزيدند كه هر گز در حجر الأسود آن گونه ازدحام مشهود نشده بود . در اين حال وهب بن زمعه الجعفي با چشم گريان ، دل بريان ، ديدهء پر آب وجگر كباب بر فراز آن قبر منوّر بايستاد واين شعار [ عبداللَّه ] ابن حرّ جعفى را با كمال زارى وبىقرارى بخواند : « يبيتُ النّشاوى مِنْ أُميّةَ نُوّماً * وبالطَّفِّ قَتْلى ما يَنامُ حَميمُها وما ضَيَّعَ الإسلامَ إلّاقبيلةٌ * تأمَّرَ نَوْكاها ودامَ نَعيمُها وأضْحَتْ قَناةُ الدِّين في كفِّ ظالِمٍ * إذا اعْوجَّ مِنْها جانِبٌ لا يُقيمُها فأقْسَمْتُ لا تَنْفَكُّ نَفْسي حَزينةً * وعَيْني تَبْكي لا يَجُفُّ سُجومُها حَياتي أو تَلْقى أميّةُ خِزْيَةً * يُذَلُّ لَها حتّى المَماتِ قُرُونَها 8 » وبه روايت مجلسي رحمه الله در اين وقت عبداللَّه بن عوف الأحمر كه در ميان مردمان بر اسبى سرخ‌موى وسياه‌دم بر نشسته بود ، از كمال خشم وستيز وآتش درون همىخواست خون خويش بخورد واز نيران اندوه مشتعل گردد ؛ آن ابيات را كه از اين پيش مذكور گشت « خرجن يلمعنَ بنا أرسالًا » تا به آخر قرائت كرد . آن‌گاه با نالهء جانكاه ، دل كينه خواه ، خواطر نژند 9 ودرون مستمند جانب راه گرفتند . چون به‌انبار پيوستند ، نامهء عبداللَّه‌بن‌يزيد والى كوفه به‌ايشان رسيد ودر جمله آن نوشته بود : « اى قوم ما ! اين راه را كه در پيش گرفته‌ايد وبا قلّت سپاه به مقاتلت چنان لشگر بىشمار روى نموده‌ايد ، بارى خويشتن را به دست خويشتن از قدرت وشوكت بيفكنيد وبه چنگ دشمن در اندازيد وناچار فرمانبردار ميل وهواي أو شويد . همانا شما در ميان مردم بلاد خودتان به جمله برگزيده ومنتخب باشيد وچون دشمن شما با شما دچار شود ، مىداند كه اعلام جماعت وبزرگان اين شهر شماييد . لاجرم بخواهند دانست كه چون بر شما استيلا جويند ، ديگران را به آسانى از جاى برگيرند . از اين روى آن چند كه در نيروى بازو دارند ، از كوشش وكشش قصور نورزند تا بر شما دست يابند . اى قوم ! همانا اگر ايشان بر شما فيروز شوند « يرجموكم أو يُعيدوكم في ملّتهم ولن تفلحوا إذاً أبداً » 10 ، كنايت از اين كه يا شما را از تيغ مىگذرانند يا به بيعت وأطاعت خويش مىرانند . از آن پس هرگز جانب فلاح ونجاح نيابيد وروى آسايش وصلاح ننگريد .